
از روز نخست زندگی تا به ممات
بر صولت حیدری زینب صلوات
از ازل عشق مرتضی داریم
تا ابد سر به این سرا داریم
سرخ رویان مکتب عشقیم
ریشه در خاک کربلا داریم
اینجا شرهانیه،سکوی پرواز دل (مناطق جنگی جنوب)
آزاد شدیم و پر کشیدیم حسین
هرگز ز در تو ما گدایان نرویم
چون از توکریم تر ندیدیم حسین
......................................................
تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمریست نیازمند این درگاهیم
یک لحظه گدای خویش دریاب حسین
از کربلا می رانند

تل زینبییه-کربلای معلی
تا قلم لب بر مرکب می زند
بوسه بر جا پای زینب می زند
می گذارد سر به صحرای جنون
می نگارد نقشی از دریای خون
می کشد آه از نهادی سوخته
وز ضمیر خیمه ای افروخته
کربلا می مرد اگر زینب نود

گل گفت که باغبان تنها تشنه است
خشکیده لبی سرود بابا تشنه است
ای دست جدا شو از تنم دیدم من
تو سیر شدی از آب مولا تشنه است
.jpg)
چون زنده شویم پاینده شویم
پیمانه هر که پر شود می میرد
پیمانه ما که پر شود زنده شویم
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر/
و نزدیک اذان بود که پیچید در آفاق همه نغمه تکبیر/
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش/
و مشغول دعا باش/
که باز است به درگاه الهی در رحمت/
وگفتم به خدا بین دعایم/
که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم///